«استعمار اطلاعات» شاه کلید منازعه های سیاسی آینده

 

نوشتار حاضر سعی دارد با ادبیات سازی و دسته بندی مفاهیم و ویژگیهای جنگ سایبری، علاوه بر این که شناختی نسبی از واقعیت کنونی جنگ سایبری ارائه دهد بتواند چارچوبی از مفهوم جنگ سایبری در آینده را نیز ترسیم کند. البته مقوله جنگ سایبری، بسیار گسترده تر و مهم تر از آن است که در مجال محدود این مجموعه نوشتار، بتوان مدعی اشاره به همه وجوه و ابعاد آن- به ویژه با رویکرد آینده نگرانه – بود. بر این اساس، این نوشتارها را صرفاً باید به مثابه فتح بابی برای بحث در این خصوص قلمداد نمود.ابتدابرخي ابعاد و ویژگی های جنگهای سایبری و سپس وضعیت های احتمالی آینده را بررسی میکنیم.

  دنیای مجازی؛ دنیای ناعادلانه ی آینده

تجربه نشان داده قوانین بین المللی به اندازه کافی در موضوع وقوع جنگها و درگیری ها کارآمد نبوده و نیست. وضعیت کنونی خاورمیانه به خوبی گویای این مطلب است که قوانین بین المللی در این حوزه، نه تنها مانعی برای جنگ افروزی قدرت مندان نیست بلکه منافع آنان را نیز تأمین میکند. این شرایط در حالی است که تا حدودی قدرت تصمیم گیری در حوزه بین الملل به دلیل ساختار موجود سازمان ملل میان قدرتهای جهانی تقسیم شده است.

اگر پس از جنگ جهانی دوم، قدرتهای جهانی با تشکیل شورای امنیت بر اساس قدرتهای زمان به نحوی طرفهای درگیری بین المللی را در اداره دنیا شریک کردند، دنیای مجازی که میتوان آن را دنیای آینده نامید وضعیتی به مراتب ناعادلانه تر را انتظار میکشد.

ایالات متحده با در اختیار داشتن بخش عمده ای از زیرساخت های حیاتی شبکه جهانی، علاوه بر این که به نوعی خود را مالک اینترنت میداند بخش عمده و غالب خدمات بین المللی این فضا نظیر موتورهای جستجو، خدمات عمومی و شبکه های اجتماعی جهانی را نیز در اختیار دارد. حتی در شرایطی که مدیریت اینترنت را به نوعی مشارکتی تلقی کنیم، به واسطه ی قدرت واقعی امریکا، آنها هم چنان کنشگر اصلی، تصمیم گیر و تأثیرگذار دنیای مجازی خواهند بود. بنابراین ما در این فضا با شرایطی روبرو هستیم که امریکا به عنوان بازیگر اصلی، علاوه بر رقابت، در مقام قانون گذار و مقررات گذار فضای مجازی نیز نقش عمده و مؤثری داشته و به نوعی قاضی بازی نیز محسوب می شود.

پرواضح است در چنین فضایی، تنها عامل بازدارنده و تأمین کننده امنیت سایبری در حال و آینده، افزایش توان عملیات، کشف و دفاع در جنگ سایبری است؛ و این مهم نیز محقق نمیشود مگر به مدد شناخت دقیق در حوزه جنگ سایبری و تلاش در راستای موشکافی و ادبیات سازی برای آن.

  سلسله مراتب  جنگ سایبری

در مفهوم سنتی از جنگ، جنگ یک سلسله مراتب فرماندهی تا اقدام دارد: از فرماندهان ارشد که رصدکننده تمامی تحولات هستند تا بازوهای اجرایی فرماندهی کل، سرباز و جنگ افزار که جنگ به واسطه آنها به وقوع میپیوندد.

این سلسله مراتب در جنگ سایبری دچار تحولات جدی میشود؛ به نحوی که:

1) جایگاه سرباز به عنوان پیاده نظام جنگ تقریباً از بین میرود و جنگ افزار است که وظایف پیاده نظام جنگ را می پذیرد. سلسله مراتب فرماندهی و عملیات هم به شدت منقبض خواهد بود؛ به نحوی که ارتباط جنگ افزار به عنوان پیاده نظام جنگ سایبری با رأس فرماندهی ممکن است تنها با دو واسط تا فرماندهی قابل ترسیم باشد. همه این شرایط، ستاد فرماندهی و عملیات جنگ را به صورتی ایجاد میکند که از یک ساختار چابک، دارای کم ترین پیچیدگی و بالاترین قدرت تطابق با محیط باشد.

2) از سوی دیگر، یک ویژگی دیگر ابزارهای جنگ سایبری این است که توانایی تطابق و انعطاف پذیری در جنگ سایبری را به شدت افزایش میدهند. ابزار جنگ سایبری به واسطه ی برخورداری از قابلیت های تصمیم گیری بر اساس الگوریتم های طراحی شده ی هوش مصنوعی میتوانند بر اساس تعداد بالاتری از شرایط جدید تصمیم گیری و اقدام کنند.

3) قابلیت دیگر این ابزارها، قابلیت خود یادگیرنده و خود ارتقاءدهندگی است که نیروهای مدافع را هرلحظه با واقعیتی جدید از ابزار مهاجم روبه رو میکند. درواقع، ابزارهای جنگ سایبری به واسطه ی این ویژگی و ویژگی تصمیم گیری بر اساس «نظریه بازیها»(1) قدرت وسعت بخشی به عملیات و طراحی عمل در حین عملیات را به فرماندهی میدهند.

پرواضح است این ساختار منقبض فرماندهی و عملیات در جنگ سایبری، ساختاری به همین انعطاف و انقباض در نیروی تدافعی را نیز طلب میکند. بنابراین مهمترین هشدار راهبردی برای مواجهه معقول و مؤثر با جنگهای سایبری، لزوم طراحی سازمانهای مدافع جنگ سایبری- البته خارج از قواعد و الزام های ساختارهای سنتی نظامی- است.

  تغییر مفهوم دفاع در جنگ سایبری

 از دیگر ویژگیهای جنگ سایبری که مفهوم دفاع را تا حدودی تغییر داده این است که این جنگ به همان اندازه که قابلیت انکار دارد قابلیت اتهام زنی هم دارد. اتهام زنی سایبری معمولاً به دو گونه کلی جلوه میکند:

1)  نخستین حالت، همان امکان بازسازی مقدمات و اسناد جنگ و حمله است که به طرفین جنگ این قابلیت را میدهد که علاوه بر این که مبدأ حمله ها را پنهان کنند، مبدأ و منشأ جدید و خودخواسته ای برای حمله ها و جنگها طراحی و اعلام کنند.

2) وجه دیگر اتهامهای سایبری، واسطه قرار گرفتن تجهیزات و زیرساختهای کشور برای حمله ها و جنگهای سایبری است. این ویژگی در شرایطی که محیط منطقهای و مواجهه قدرتهای سیاسی نیز در شرایط خصمانه باشد بیش تر به کار می آید. از ساده ترین کاراییهای این ویژگی، حمله از طریق زیرساختهای کشورهای متخاصم علیه یک دیگر است. این گونه اقدام ها میتواند جرقه ای برای شعله ور شدن جنگهای واقعی در مواقع و مناطق پرالتهاب باشد.

  انواع هدف در جنگ سایبری

در یک تقسیم بندی کلان، جنگ سایبری را میتوان در دو دسته کلی شامل: 

  • جنگ هایی که با هدف زیرساختهای فنی صورت میگیرد و
  • جنگهایی که انهدام، به دستگیری یا اختلال در اطلاعات را در دستور کار دارند، جای داد.

جنگهای نوع اول، در واقع اختلال در سیستمهای ارتباطی، نظیر دیتا سنترها، خطوط تلفن ثابت و همراه، شبکه های انتقال داده داخلی و سرمایه های زیرساختی کشور را هدفگیری میکنند.

 اما نوع دوم جنگ سایبری که جنگهای حوزه فناوری اطلاعات را شامل میشود در واقع بخش عمدهای از واقعیت کنونی و مصادیق آینده جنگ سایبری را دربر میگیرد. هدف این جنگها، سرقت، اختلال یا انهدام مجموعهای از داده های کلان و حیاتی کشورهای هدف است که باعث میشود اِعمال حاکمیت کشورهای هدف بر یکی از اساسی ترین دارایی هایش یعنی اطلاعات کاهش یابد.

به بیانی دیگر، جنگ سایبری آینده بر مبنای این نظریه بناشده است که در دنیای آینده، اطلاعات، دارایی ارزشمندی است که تفاوت کشورها از منظر توانمندی و تأثیرگذاری، متأثر از آن است. به واقع در دنیای آینده، منابع اساسی که تضمین کننده ی قدرت کشورهاست وضعیت دسترسی آنها به داده های سرزمینی خود و دیگران است؛ به نحوی که میتوان از «استعمار اطلاعات» به عنوان شاه کلید منازعه های سیاسی آینده نام برد.

  وضعیت های احتمالی در آینده جنگ سایبری

زمانی که از جنگ سایبری آینده سخن میگوییم باید بتوانیم بر اساس حدس عالمانه و متأثر از بررسی شرایط، مقاصد احتمالی آن را نیز تا حدودی توصیف کنیم. روندهای فعلی تولید اطلاعات میتواند راهنمای خوبی برای کشف مقاصد جنگهای سایبری آینده باشد.

در واقع روندهای کنونی به ما نشان خواهند داد که سرمایه های اطلاعاتی کشورها در کدام بخشها در افق آینده، تولید و تجمیع خواهد شد. آشکار است که این منابع غنی اطلاعاتی، منابع پرمنفعتی خواهند بود که دشمنان در جنگ سایبری از آنها به آسانی نخواهند گذشت.

در یک دسته بندی کلان، میتوان روندهای کلی خدمات فضای مجازی را که منجر به تولید اطلاعات ارزشمند خواهد شد، در چارچوب خدمات پایه ای زیر دسته بندی کرد:

  •    خدمات دولت الکترونیک
  •   خدمات سلامت الکترونیک
  •    خدمات تجارت الکترونیک
  •    خدمات آموزش الکترونیک
  •    خدمات بانکداری الکترونیک

حرکت کشورها برای رقومی سازی داده های حاکمیتی، منابع غنی اطلاعاتی ای را تولید خواهد کرد که قابل حدس است مقصد حمله ها و جنگهای سایبری آینده باشد. اطلاعات جمعیتی- که مهمترین آن اطلاعات پراکندگی جمعیت است- جزء اولین داده های ارزشمندی است که پایه همه خدمات الکترونیک ملی ازجمله خدمات دولت الکترونیک محسوب میشود(2) اختلال در داده های جمعیتی هر کشوری، به دلیل وابستگی همه خدمات دیگر به آن، در واقع اختلال در همه سامانه ها و زیر سامانه های هویتی کشور است.

مثال دیگر از داده های ارزشمند ملی، اطلاعات مرتبط با تنظیم تغذیه عمومی و ذخیره های غذایی و دارویی هر کشوری است. بی شک در آینده، مدیریت غذایی کشور با توجه به فصول و محلهای متنوع انباشت، نیازمند سامانه کنترل توزیع و ارائه گزارشهای کنترلی است. بنابراین هرگونه دستکاری و اختلال در این سامانه ها میتواند منشأ تصمیم گیری های غلطِ ناشی از گزارش های غلط و در نتیجه کمبودها و قحطی های غذایی گسترده شود.

سامانه های کنترل سدها و کنترل بلایای طبیعی و نیز سامانه های کنترل قطارها و هواپیماها هماکنون نیز تا حدود زیادی به فناوری اطلاعات وابسته است؛ به نحوی که بدیهی است در آینده، هرگونه اختلال در آن ها میتواند حوادث منجر به مرگ ومیر گسترده را موجب شود.

فقط کافی است به این فکر کنیم که بیست سال دیگر، سامانه کنترل ترافیک و چراغهای راهنمایی شهری مانند تهران دچار اختلال جدی شود؛ طبیعی است که مدیریت و کنترل شهر در این شرایط ممکن است از توانایی تحلیل داده ی انسانی خارج باشد و موجب ایجاد و گسترش اختلال رهای ترافیکی چندروزه گردد.

تصور کنیم روزی در سامانه های ترکیب و ارائه داروها که عمومی شدن آنها تا چند سال آینده دور از ذهن نیست اختلالی نامشهود به وجود آید، به نحوی که نسبت یا نوع داروهایی که در اختیار بیماران قرار میگیرد عامدانه تغییر کند. بدیهی است ابعاد و عمق فاجعه ای که امکان رخ دادن آن وجود دارد، حیرت آور است. حتی برای فهم این منظور، میزان زیادی از قوه تخیل هم نیاز نیست: چند سالی هست که سخن از حذف دفترچه های درمان و جای گزینی کارتهای هوشمند درمان به میان آمده است. تنها کافی است متصور باشیم نسخه های بیماران در یک عملیات عامدانه در سراسر کشور دستکاری شود.

اگر بخواهیم جدی تر به موضوع سلامت الکترونیک نظر بیفکنیم، بی شک انجام معاینه   ها و عمل های از راه دور در صورتی که به آن سطح از عمومیت برسد که اختلال در آن بخش مهمی از خدمات درمانی کشور را مختل کند در واقع به نوعی از وجوه جنگ سایبری پرداختهایم.

باید در نظر داشت همانطور که پیش از این نیز اشاره شد اساساً جنگ سایبری، جزء مصادیق «مبارزه های نرم» محسوب میشود اما به واسطه ی وابستگی رو به گسترش وجوه حیاتی کشورها به فضای مجازی میتواند نتایج وحشتناک و جبران ناپذیری داشته باشد. در واقع، ماهیت اصلی جنگ سایبری، جنگ بدون خونریزی است، به نحوی که از بین رفتن بُعد بازدارندگیِ خونریزی و جریحه دار شدن احساسات را میتوان از عوامل تسهیل کننده ی جنگ سایبری تلقی کرد؛ اما نتایج ثانویه ی یک جنگ گسترده ی سایبری – همانند اختلال در سیستم کنترل سدهای یک کشور- میتواند بسیار کُشنده تر از یک جنگ سنتی باشد.

از سوی دیگر، روندهای حوزه های مالی و اقتصادی نیز نشان میدهد که سیر ماهیتیِ اسناد مالکیتی در کشورها هر روزه به سمت مالکیت مجازی و ثبت در سامانه های متمرکز است. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از دارایی های پولی کشور به صورت داده های مجازی رسمیت دارند و بخش بیش تری از دارایی های در حال جابه جایی نیز، صرفاً بیت ها و بایت هایی هستند که در سامانه های پولی و بانکی کشور دارای اعتبار هستند.

همه اینها نشان میدهد اگر روزی اهداف جنگها اختلال در مناطق حساس کشور هدف (نظیر فرودگاه، پالایشگاه و انبارهای مهمات) بود امروزه هدفهای ارزشمند در جنگ سایبری، دقیقاً حوزه هایی است که روندها در آن ها به سرعت در حال دیجیتالی شدن است.

همانطور که در تعریف جنگ سایبری نیز تأکید شد، یکی از مهمترین وجوه جنگ سایبری، کاهش اِعمال حاکمیت کشور مقصد بر دارایی های سایبری خود است.به نظر میرسد یکی از جدیترین مصادیق این موضوع، از انحصار خارج کردن تسلط حکومتها بر اطلاعات محرمانه یا دارای ارزش بالای محرمانگی است. جاسوسی یا جمع آوری نظاممندِ داده های حیاتی کشورها در صورتی که به صورت گسترده انجام شده و به عنوان یکی از مراحل مقدماتی جنگ مورد استفاده قرار گیرد جزء مهمی از جنگهای سایبری آینده است.

برای استفاده از دادههای جمع آوری شده در فرایند جاسوسی، وضعیت های مختلفی را میتوان متصور بود که مهمترین آنها افزایش قدرتِ شناختی و مواجهه آگاهانه در حوزه های دیگر است. به طور مثال، وضعیت نگرش مردم یک کشور یا افرادی خاص نسبت به یک موضوع خاص را میتوان اهرم بسیار قدرت مندی در روابط سیاسی و معامله های بین المللی دانست. از ابتدایی ترین کارکردهای جمع آوری فنی داده ها، اخاذی از ذی نفوذان و سیاست مداران کشورهای هدف است که در صورتی که حاصل حمله های گسترده در ابعاد زیاد باشد، میتوان عنوان جنگ را بر آنها اطلاق کرد.

وضعیت دیگرِ استفاده از دادهها میتواند قبح زدایی از جاسوسی باشد؛ موضوعی که یکی از سناریوهای محتمل برای افشاگری های اسنودن نیز برشمرده میشود. در این وضعیت، قصد از جاسوسی، ایجاد هژمونی تسلط بر کشورهای هدف برای امتیازگیری و تسلیم نهایی است. در مجموع میتوان اینگونه نتیجه گرفت که میان قدرت سایبری بودن با قربانی سایبری بودن، مرز بسیار باریکی است. قدرتهای اقتصادی بزرگ میتوانند به واسطه ی سرمایه گذاری های هنگفتی که در تحقیق و توسعه میکنند، مصداق قدرتهای سایبری باشند؛ اما همان قدرتها به واسطه ی گرایش بیش تر به زیرساختهای فناوری اطلاعات، دارای ظرفیت ضربه پذیری بیش تری نیز هستند.

موضوع مهم و راهبردی دیگر این است که یکی از اساسی ترین و مهم ترین عناصر در قدرت گیری سایبری، برخورداری کشورها از سازمان های چابک و منقبضی  است که برای نوآوری هزینه میکنند و نوآوری های امن حاصله را با سرعت به سمت همه بخشها- به خصوص بخش خصوصی- تزریق میکنند. برای یدک کشیدن قدرت سایبری باید در نظر داشت که به شدت نیازمند حرکتهای خلاقانه و جسورانه در حوزه های اطلاعاتی و نظامی هستیم.

پانویس ها:

1 . نظریه بازیها سعی میکند رفتار حاکم بر یک موقعیت راهبردی شامل تضاد منافع و موقعیتها را به صورت ریاضی مدلسازی کند به نحوی که بازیکن بتواند بر اساس تغییرهایی که در نظر میگیرد بهترین راه را بیابد.

2 . داده های جمعیتی به خصوص در حوزه توزیع جمعیت میتواند به عنوان داده ی مکمل برای تدقیق حمله های فیزیکی در جنگهای سنتی مورد استفاده قرار گیرد؛ اما همانطور که قبلاً هم شرح داده شد اینگونه کارکردهای حمله های سایبری، در واقع، نقش مکمل آنها برای جنگهای سنتی است و نمیتوان بر آن عنوان جنگ سایبری نهاد.

 منبع: برگرفته ازماهنامه نامه آینده پژوهی/ شماره 40 (سیّدمحمّدرضا اصنافی)

    نظرات

    اینستاگرام سلامت روانی را به خطر می‌اندازد
    کلینیک سلامت
    اینستاگرام سلامت روانی را به خطر می‌اندازد
    نتایج یک نظرسنجی در انگلیس نشان می‌دهد که کاربران جوانی که روزانه بیش از دو ساعت در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند، در معرض خطر مشکلات روانی قرار دارند و اینستاگرام در مقایسه با دیگر شبکه‌های اجتماعی بدترین تاثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد.
      2017-05-23 12:09:08
    محبوبيت ویندوز 7 دردسر ساز شد
    شرکت ها و برندها
    محبوبيت ویندوز 7 دردسر ساز شد
    مایکروسافت قبلا برای مقابله با آسیب پذیری هایی که منجر به نفوذ باج افزار واناکرای شده، وصله هایی عرضه کرده بود، اما تعلل کاربران باعث موفقیت باج افزار واناكراي گردید.
      2017-05-22 11:36:35
    آينده فناوري دردولت دوازدهم
    جامعه
    آينده فناوري دردولت دوازدهم
    برنامه جامع دولت دوازدهم در حوزه علم، فناوری و نوآوری با هدف «جامعه نوآور» تقویت و حمایت توانمندی‌های داخلی و همکاری‌های بین‌المللی با پیشروها انتشار یافت.
      2017-05-21 13:21:14
    برخی از خانواده‌ها نمی‌خواهند آب در دل فرزندشان تکان بخورد
    تجربه های موفق
    برخی از خانواده‌ها نمی‌خواهند آب در دل فرزندشان تکان بخورد
    متأسفانه امروز خانواده‌هایی را می‌بینم که وقت و هزینه‌های گزافی را صرف کلاس‌هایی با نام‌های تجاری می‌کنند تا اعتماد به نفس و خلاقیت را در فرزندانشان به وجود بیاورند غافل از اینکه افراد موفق هیچ وقت در این کلاس‌ها شرکت نداشته‌اند و...
      2017-05-20 13:19:37
    جايگزيني مناسب براي نفت در خاورميانه
    رایانش ابری
    جايگزيني مناسب براي نفت در خاورميانه
    خاورمیانه بر خلاف آنچه که در افکار عمومی نقش بسته است، دیگر صرفاً به دنبال نفت و منابع زیرزمینی نیست و با سقوط قیمت نفت و افزایش نیاز به منابع جایگزین انرژی، کشورهای تولید کننده نفت مثل عربستان سعودی، خواهان توسعه سایر صنایع هستند.
      2017-05-20 11:53:30
    چرا از موفقیت می ترسید؟
    خانواده
    چرا از موفقیت می ترسید؟
    تمامی والدین خواهان موفقیت فرزندانشان هستند، اما آن‌چه را که خود از موفقیت آموختند و اینک برای فرزندانشان ترسیم می‌کنند بسیار ترسناک است.
      2017-05-19 10:28:42
    نه تنها مشاغل سنتی بلکه نسل اول مشاغل و مهارت‌های دیجیتالی نیز رو به زوال و نابودی هستند
    جامعه
    نه تنها مشاغل سنتی بلکه نسل اول مشاغل و مهارت‌های دیجیتالی نیز رو به زوال و نابودی هستند
    آنچه‌ مسلم است، نسل جدیدی از مشاغل و مهارت‌ها در حال تولد و پدید آمدن هستند و اگر امروز به فکر فردا و سازگاری و فراگیری آن‌ها نباشیم، شغل‌ خود را از دست خواهیم داد و مهارتمان بی‌خریدار خواهد ماند.
      2017-05-19 08:22:52