از امیرکبیر چه میدانیم؛ شرح فعالیت ها و خدمات ، معرفی کتاب و قائم مقام از منظر بزرگان

ميرزا تقي خان اميركبير ( 1268 - 1222 هـ ق )، ستاره بي نظير تاريخ ايران زمين داراي روحيه اي اصلاح طلب و عشق عميق وي به استقلال و آزادي و اقتدار ملت مسلمان ايران، او كه مصلحي چنين تشنه اصلاح، سياستمداري چنان شيفته استقلال و زمامداري چنين خيرخواه ملت، نه تنها در تاريخ دو هزار و چند صد ساله ايران بلكه در تاريخ جهان، كم نظير و كمياب است. اصلاحات داخلي در زمينه اعتلاي فرهنگ، تنظيم اقتصاد و تطهير عرصه سياست كشور، اقدام در جهت احياي دين و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران، و حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، ريشه كن نمودن فقر كه طي سه سال و اندي صدارت ميرزا تقي‌خان امير كبير انجام گرفت، همه قابل تحسين است.


امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:
تأسیس دارالفنون - نشر علوم جدید - ترویج صنایع جدید - فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و تدریس در ایران - ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی - ایجاد روزنامه و انتشار کتب- مبارزه با فساد (که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود) - تقویت بنیه اقتصادی کشور- استخراج معادن - بسط كشاورزي و آبیاری - توسعه تجارت داخلی و خارجی- کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور - تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی- اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه- ایجاد امنیت و استقرار دولت - تنظیم و سر و سامان دادن به قشون ایران - ایجاد کارخانه‌های اسلحه‌سازی - اصلاح امور قضایی - تأسیس چاپارخانه – تاسيس بيمارستان و...
اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار، سبب شد که درباريان فاسد و خودخواه، از او سعايت كردند تا اين که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه خودكامه گرفتند و او را در حمام فین کاشان به شهادت رساندند.
    
گذري بر زندگي
ميرزا تقي خان اميرکبير اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهاني. فراهان همچون تفرش و آشتيان مجموعاً کانون واحد فرهنگ ديواني و "اهل قلم" بود؛ ناحيه اي مستوفي پرور. چه بسيار دبيران و مستوفيان و وزيران از آن ديار برخاستند که در آن ميان چند تني به بزرگي شناخته شده، در تاريخ اثر برجسته گذارده اند. از اين نظر ميرزا تقي خان نماينده فرهنگ سياسي همان سامان است.
نام اصلي ميرزا تقي خان، "محمد تقي" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله اي بنام "محله ميرزا تقي خاني" معروف است، و خانه پدريش نزديک تپه "يال قاضي" شناخته مي باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پيمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "ميرزا محمد تقي خان" آمده است. رقم مهر و امضاي او نيز ترديدي در نام حقيقيش باقي نمي گذارد؛ بي گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گرديده و به "ميرزا تقي خان" شهرت يافته است.
خانواده پدري و مادري ميرزا تقي خان از طبقه پيشه ور بودند. پدرش به تصريح قائم مقام "کربلائي محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائي" مي گفت. سجع مهرش "پيرو دين محمد قربان" بود. کربلائي قربان نخست آشپز ميرزا عيسي (ميرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همين شغل را در دستگاه پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام ثاني داشت.
کربلائي قربان بعدها ناظر و در واقع ريش سفيد خانه قائم مقام گرديد، و هميشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر مي رسد کربلائي قربان خيلي هم بي چيز نبوده، بلکه آب و ملکي داشته و دست کم يک دانگه قريه حرآباد مال او بوده است. و نيز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود.
سال تولد ميرزا تقي خان را تا اندازه اي که جستجو کرديم، هيچ مؤلف خودي و بيگانه اي ثبت نکرده است. در حل اين مجهول تاريخي، ما يک مأخذ اصلي و دو دليل در تأييد آن مأخذ بدست مي دهيم: زير تصوير اصيلي که به زمان صدارت امير کشيده اند مي خوانيم: "شبيه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ايران، امير نظام در سن چهل و پنج سالگي". امير از 22 ذيقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد. اشعاري که در ستايش مقام تاريخي او در کنار همان تصوير نگاشته شده، و تصريح به اينکه کارهاي سترگ از پيش برده است، نشان ميدهد که تصوير مزبور را در اعتلاي قدرت و شهرت امير کشيده اند. و آن سال 1267 است. با اين حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگي تولد او به سال 1222، يا حداکثر يکي دو سال پيشتر بوده است.
اما دليل معتبر تاريخي اينکه: در کاغذ قائم مقام خواهيم خواند که ميرزا تقي همدرس دو پسر او محمد و علي بوده است. مي دانيم که ميرزا محمد پسر اول قائم قام در 1301 در هفتاد سالگي درگذشت، و پسر ديگرش ميرزا علي در شصت و هفت سالگي درگذشت به سال 1300. يعني هر کدام از آن دو پسر قائم مقام، سي و يکي دو سال پس از امير زنده بوده اند. اختلاف سال تولد ميرزا تقي با دو همدرس خود هر چه باشد، به هر حسابي، امير در آخرين سال صدارتش 1268 بيش از پنجاه سال نداشته است.
امير دو زن گرفته است. زن اولش، دختر عمويش بود يعني دختر حاج شهباز خان. نام او را "جان جان خانوم" ذکر کرده اند. از او سه فرزند داشت: ميرزا احمد خان مشهور به "اميرزاده" و دو دختر که بعدها يکي زن عزيز خان آجودان باشي سردار کل، دوست قديم امير، گرديد. و ديگري به عقد ميرزا رفيع خان مؤتمن درآمد. زن امير در 1285 با دختر بزرگش سلطان خانم به زيارت مکه رفت، و ظاهرا يکي دو سال بعد، در آذربايجان درگذشت. [زندگینامه امیر کبیر از بدو تولد تا مرگ]

خانه امیرکبیر در تبریز
زن دوم امير، "ملکزاده خانم" ملقب به عزت الدوله يگانه خواهر تني ناصرالدين شاه بود. به گفته دکتر پلاک ميرزا تقي خان در زمان صدارت از زن اول خود جدا شد. عقد ازدواج با عزت الدوله روز جمعه 22 ربيع الاول 1265 انجام گرفت. ترتيب جشن عقد و عروسي را ميرزا نبي خان اميرتومان (پدر ميرزا حسين خان سپهسالار) بعهده داشت. عزت الدوله شانزده ساله بود. چنانکه قباله عقد زناشوئي مي نمايد، مهر عزت الدوله هشت هزار تومان نقد اشرفي ناصرالدين شاهي هجده نخودي، و يک جلد قرآن بود. راجع به ازدواج با عزت الدوله ضمن نامه امير به شاه خواهيم خواند که گفته بود: "از اول بر خود قبله عالم... معلوم است که نميخواستم در اين شهر صاحب خانه و عيال شوم. بعد، به حکم همايون و براي پيشرفت خدمت شما، اين عمل را اقدام کردم...." فداکاريهاي اين شاهزاده خانم در دوره تبعيد و آخرين روزهاي زندگي شوهرش، در خور ستايش است.
محيط خصوصي تربيت ميرزا تقي خان را دستگاه ميرزا بزرگ قائم مقام و پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، آن دو وزير بزرگ عباس ميرزا، مي ساخت. ميرزا بزرگ در سال 1237 درگذشت. با حسابي که راجع به سن ميرزا تقي خان بدست داديم، ظاهراً در آن زمان هجده ساله بود. پس محضر ميرزا بزرگ را خوب درک کرده بود، و شايد هم پاره اي کارهاي دبيري او را مي کرد. امين الدوله هم به خدمت امير در "دايره ميرزا بزرگ قائم مقام" تصريح دارد.
در استحکام اخلاقي او ترديد نيست، و مظاهر عيني آن گوناگون است. يک جنبه اش اينکه در عزمش پايدار بود. نويسنده صدرالتواريخ که زير نظر اعتمادالسلطنه اين کتاب را پرداخته مي گويد: "اين وزير هم در وزارت مثل نادر شاه بود.... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأي داشته است". در موردي که نماينده انگليس خواست رأي امير را عوض کند، خود اعتراف دارد که "... سعي من و کوشش نماينده روسيه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسي نميتواند ميرزا تقي خان را از تصميمش باز دارد". برهان استقلال فکر او همين بس که در کنفرانس ارزتةالروم بارها دستور حاجي ميرزا آقاسي را که مصلحت دولت نمي دانست، زير پا نهاد. شگفت اينکه حتي امر محمد شاه را نيز ناديده مي گرفت و آنچه را که خير مملکت تشخيص مي داد، همان را مي کرد. بي اثر بودن پافشاريهاي روس و انگليس و عثماني در رأي او، جاي خود دارد. اما يک دندگي بي خردانه نمي کرد. حد شناسي از خصوصيات سياسي اوست و چون مي ديد سياستي پيشرفت ندارد، روش خود را تغيير مي داد.
درستي و راست کرداري از مظاهر ديگر استحکام اخلاقي اوست؛ از اين نظر فساد ناپذير بود. قضاوت وزير مختار انگليس اين است: "پول دوستي که خوي ملي ايرانيان است در وجود امير بي اثر است". به قول رضاقلي خان هدايت که او را نيک مي شناخت: "به رشوه و عشوهً کسي فريفته نمي شد". دکتر پلاک اتريشي مي نويسد: "پولهايي که مي خواستند به او بدهند و نمي گرفت؛ خرج کشتنش شد".
جنبه ديگر خوي استوار امير اينکه به گفته و نوشته خويش اعتبار مي نهاد. واتسون مي نويسد: "امير نظام به آساني به کسي قول نمي دهد. اما هر آينه انجام کاري را وعده مي کرد، بايد به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق شمرد". امير خود به اين خصلت خود مي باليد. به قول نويسنده صدرالتواريخ "از براي حکم خود ناسخ قرار نمي داد. هر چه مي گفت بجا مي آورد، به هيچ وجه حکم او ناسخ نداشت".
دلير و جسور بود. پسر کربلائي قربان زماني که به مکتب مي رفت، از مخدوش تقاضاي قلمتراشي کرد. چون خواهش او برآورده نشد، چنان نامه اي به قائم مقام فرستاد که او خود مي گويد:"ببين چه تنبيهي از من کرده است. عجبتر اينکه بقال نشده ترازو وزني آموخته". اگر داستانهائي که از دوران جواني و خدمت ديواني او آورده اند، افسانه سازي صرف هم باشند، باز روشنگر همان فطرت او هستند.
رفتاري متين و سنگين داشت. به شخصيت خويش مغرور بود و نسبت به کارداني و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اينکه نامجو و شهرت خواه نبود. دليل ما اين است: هر چه که به حکام ولايات و نمايندگان سياسي بيگانه در اصلاح امور مملکت نگاشته، همه را به نام شاه و امر او قلمداد کرده است. مهمتر اينکه در سرتاسر روزنامه وقايع اتفاقيه زمان صدارتش، از تجليل ميرزا تقي خان خبري نيست. فقط چهار جا اسمش آمده و آن هم به حکم ضرورت.
او را به مناعت طبع مي شناختند که از مظاهر غرور نفساني اش بود، و به خواري تن در نمي داد. نماينده انگليس ضمن اينکه به حيثيت خواهي و حساسيت ميرزا تقي خان در روابط با بيگانگان اشاره مي کند، مي گويد: "هيچ گاه حاضر نيست رفتار متکبرانه کسي را تحمل کند". حتي وقتي که مورد بي مهري شاه واقع گشت و زمان عزلش فرا رسيد، حيثيت پرستي خود را از دست نداد. به شاه نوشت: "اگر حقيقة مقصودي دارند، چرا آشکار فرمايش نميفرمايند... بديهي است اين غلام طالب اين خدمات نبوده و نيست و براي خود سواي زحمت و تمام شدن عمر حاصلي نمي داند. تا هر طور دلخواه شماست؛ به خدا با کمال رضا طالب آنست".

روزى که امیرکبیر به شدت گریست
    سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود.
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند.
روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند.
امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند
 
دارالفنون
انديشه امير در بناي دارالفنون از يک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته هاي او بود. آکادمي و مدرسه هاي مختلف روسيه را ديده بود؛ در کتاب جهان نماي جديد که به ابتکار و زير نظر خودش ترجمه و تدوين شد، شرح دارالعلمهاي همه کشورهاي غربي را در رشته هاي گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنيادهاي فرهنگي دنياي جديد خبر داشت.
وجهه نظر امير را در ايجاد دارالفنون بايد بدرستي بشناسيم. ذهن امير در اينجا در درجه اول معطوف به دانش و فن جديد بود، و بعد به علوم نظامي توجه داشت. اين معني از مطالعه تطبيقي برنامه درسهاي دارالفنون، و نامه هاي امير راجع به رشته تدريس استاداني که استخدام شدند، روشن مي گردد. رشته هاي اصلي تعليمات دارالفنون بنحوي که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پياده نظام و فرماندهي، توپخانه، سواره نظام، مهندسي، رياضيات، نقشه کشي، معدن شناسي، فيزيک و کيمياي فرنگي و داروسازي، طب و تشريح و جراحي، تاريخ و جغرافيا، و زبان هاي خارجي. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره اي مواد مزبور مشترک بود. در ضمن بايد دانسته شود که براي فنون نظامي دستگاه تعليماتي جداگانه اي در خود تشکيلات لشکري تعبيه نهاد، و شعبه علوم جنگي دارالفنون مکمل آن بشمار مي رفت.
سنگ بناي دارالفنون در اوائل 1266 در زمين واقع در شمال شرقي ارک سلطنتي که پيش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را ميرزا رضاي مهندس که از شاگرداني بود که در زمان عباس ميرزا براي تحصيل به انگلستان رفته بود کشيد؛ و محمدتقي خان معمارباشي دولت آن را ساخت. و شاهزاده بهرام ميرزا به کار بنائي آن رسيدگي مي کرد. ساختمان قسمت شرقي دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسيد و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـيـه آن تا اوايــل سـال 1269 پايان يافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ايوانهاي وسيع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقي تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوري و آزمايشگاه فيزيک و شيمي و دواسازي برپا نمودند. چاپخانه اي هم ضميمه آن گرديد، به علاوه کتابخانه و سفره خانه اي ساختند. در ورودي دارالفنون به طرف خيابان ارک "باب همايون" باز مي شد؛ در کنوني آن در خيابان ناصريه به سال 1292 ساخته شد.

روزنامه وقايع الاتفاقيه

(بناي روزنامه وقايع اتفاقيه به سال 1267 از ارزنده ترين تأسيسات اجتماعي امير کبیر است.)

بنيانگزار روزنامه در ايران ميرزا صالح شيرازي است. از شاگرداني بود که در زمان عباس ميرزا براي تحصيل علوم جديد به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خود فن چاپ را آموخت، و از جمله کساني است که در ايران مطبعه سنگي را تأسيس نمود. به علاوه او را پيشرو انديشه هاي سياسي جديد مغرب زمين در ايران مي شناسيم. ميرزا صالح نخستين روزنامه ايران را در زمان محمد شاه به سال 1252 در تهران بر پا کرد. روزنامه اي بود که ماهي يکبار با چاپ سنگي منتشر مي شد، و بيش از چند سالي دوام نکرد.
ذهن امير درباره روزنامه و ارزش سياسي و مدني آن خوب روشن بود، و از روزنامه هاي فرنگستان آگاهي داشت. حتي خوانده بود که: در شهر فرانکفورت آلمان (امير اساساً به دولتهاي آلماني توجه خاص داشت) باسمه کردن کاغذ اخبار که از تاريخ 1651 مسيحي.. بنا شده، الي حال مطلقاً بسته نشده، و هميشه در کار باسمه اخبار است. توجه ميرزا تقي خان معطوف به دو معني بود: يکي اطلاع يافتن دولت از اوضاع جهان، و ديگر پرورش عقلاني مردم و آشنا کردن آنها به دانش جديد و احوال ديگر کشورها.
شماره اول روزنامه وقايع اتفاقيه روز جمعه پنجم ربيع الثاني 1267 (هفتم فوريه 1851) انتشار يافت. در صفحه اول علامت شير و خورشيد ايران و عبارت "يا اسدالله الغالب" نگاشته شده بود. اين شماره به عنوان "روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران" منتشر گرديد. از شمارهً دوم به نام "وقايع اتفاقيه" خوانده شد. و تا ده سال بعد (1277 ه.ق.) به همين اسم نشر مي شد. در اين سال هنگام تصدي ميرزا ابوالحسن خان غفاري کاشاني صنيع الملک، نام آن تغيير کرد و از شماره 474 به روزنامه "دولت عليه ايران" مبدل شد؛ و ضمناً به شکل روزنامه مصور درآمد. اين نخستين روزنامه مصوري است که در ايران انتشار يافت. ديري نگذشت که دوباره اسم آن تغيير کرد و به روزنامه "دولتي" بدل شد. پس از آن به نام "روزنامه ايران" منتشر گرديد و تا انقلاب مشروط همين اسم را حفظ کرد.
وقايع اتفاقيه روزنامه هفتگي بود، با چاپ سنگي بطبع مي رسيد. شيوه نگارش آن ساده و روشن و بکلي خالي از تقليد و تکلف بود. تا شماره هفدهم آن روزهاي جمعه پيش از ظهر انتشار مي يافت، از شماره هجدهم به بعد انتشارش به روزهاي پنجشنبه موکول گرديد. تا شماره 656 انتشار هفتگي آن مرتب بود، از آن پس گرفتار بي نظمي شد. بهاي تک شماره آن در سرتاسر ايران ده شاهي، و اشتراک ساليانه اش 24 ريال بود. چون به گوش دولت رسيد که کارکنان ولايات سواي بهاي روزنامه چيزي از مردم به نام"خدمتانه" گرفته اند؛ اعلام شد که قيمت آن "در کل شهرهاي ممالک محروسه بدون اخراجات ديگر" همان ده شاهي است، و مطالبه کردن چيزي بيش از آن "بسيار خلاف رأي امناي دولت" است.
مدير روزنامه، حاجي ميرزا جبار ناظم المهام کنسول سابق ايران در بغداد بود. "مباشر" روزنامه "ادوارد برجيس" انگليسي، و نويسنده آن "عبدالله ترجمه نويس" بود. روزنامه در مطبعه حاجي عبدالمحمد استاد مطبعه چي چاپ مي گرديد. حيف که ميرزا صالح دوست ديرين امير درگذشته بود، وگرنه هيچ کس شايسته تر از او براي کار روزنامه نبود.

فرمان شاه بر عزل امير صادر شد
نخست از صدارت و پيشکاري شاه برکنار گشت، ولي مقام امارت نظام همچنان در دست او ماند. پيام شاه در چهارشنبه هجدهم محرم 1268 (سيزدهم نوامبر 1851) شب هنگام به ميرزا تقي خان ابلاغ گرديد، و دستخط عزل فردا صبح (پنجشنبه نوزدهم محرم) به امير رسيد. عين دست خط به ما نرسيده؛ اما آنچه ميرزا احمد وقايع نگار آورده، درست و نزديک به اصل است؛ و مضمون آن در اسناد رسمي نيز منعکس مي باشد:
    « چون صدارت عظمي و وزارت کبري زحمت زياد دارد، و تحمل اين مشقت بر شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کرديم. بايد به کمال اطمينان مشغول امارت نظام باشيد. و يک قبضه شمشير و يک قطعه نشان که علامت رياست کل عساکر است، فرستاديم و به آن کار اقدام نمائيد؛ تا امر محاسبه و ساير امور را به ديگران از چاکران که قابل باشند واگذاريم».

گزارش برکنار شدن امير را از وزير مختار انگليس بشنويم:
    « در نامه هاي سابق اطلاع داده بودم که اوضاع عمومي حکايت از اين مي کند که نفوذ امير نظام کاهش گرفته است. ولي بعيد بود که دولتش به اين زوديها ساقط گردد. ديشب به فرمان شاه گارد سلطنتي که از چهارصد نفر تشکيل مي شود، احضار گرديدند و امناي دربار نيز به کاخ پادشاه آمدند. به دنبال آن به امير نظام پيغام رفت که: از مسئوليت وزارت معاف است، ولي همچنان امارت نظام را به عهده خواهد داشت. در نظر مردم حادثه اي نامنتظر بود، همچنين براي خود امير نابهنگام؛ چه تا ديروز مقامش استوار بود. برانداختن دولت امير نظام بيشتر نتيجه توطئه و نيرنگ اندرون شاه است که در رأس آن مهدعليا مادر شاه قرار دارد، گر چه امير داماد اوست. برخي کيفيات خارجي نيز در آن مؤثر افتاد. صدراعظم تازه هنوز گمارده نشده، اما چنانکه چند ماه پيش اطلاع داده بودم، و حالا محرمانه آگاه گرديدم، ميرزا آقاخان اعتمادالدوله به جاي امير نظام خواهد نشست.... نامزد ديگر صدارت مستوفي الممالک است؛ رفتارش محترمانه است و در فن ماليه مهارت دارد. اما از جهات ديگر شخصي نيست که بتواند مقام صدارت را به عهده بگيرد».
گزارش شيل در حد خود درست است. ضمناً عزل امير غير منتظره نبود. در نامه هاي امير به شاه ديديم که زمينه عزلش فراهم گشته و او خود در انتظارش بود. نکته ديگر اينکه در آن گزارش و ديگر گزارشهايي که وزير مختار به لندن فرستاده، پاره اي حقايق را اصلا متذکر نگرديده است. در اين مورد خانوم وزير مختار مي نويسد: همان وقتي که شاه دستور احضار چهارصد تن گارد شاهي را داده بود، يکي از دوستان شوهرش شبانه نامه اي فرستاد و آن خبر سهمناک را رساند. يک ساعت بعد کاغذ دومش رسيد که همه آن تدابير احتياطي عليه امير نظام بوده است. اما تدابيري که هيچ ضرورت نداشت. به علاوه شيل توضيح نمي دهد که "برخي کيفيات خارجي که در عزل امير مؤثر افتاد"، چه بوده است.
علاوه بر مهدعليا و ميرزا آقا خان نوري که ارکان توطئه عزل امير را مي ساختند - در صدرالتواريخ نام ميرزا يوسف مستوفي الممالک نيز برده شده است. و مأخذ نوشته صدرالتواريخ گفته ميرزا جبار پيشخدمت مخصوص است؛ اين اندازه مي دانم که مستوفي الممالک چندان ميانه خوبي با ميرزا تقي خان نداشت، گر چه امير نسبت به او مهربان بود. اما شرکت او در قضيه عزل امير بر ما روشن نيست.
شاه به ياد وزيرش مي گريست. چون از ديدارش شرمنده مي گشت، از او پرهيز مي جست. به او مي گويد: «قلب من آرزوي شما را مي کند»، تا هستم و هستي دوستت دارم، اگر کسي بد شما را بگويد «پدرسوخته ام اگر او را جلو توپ نگذارم»؛ بيا «من و شما يکي باشيم و با هم کار کنيم»! شمشير خود و حمايل گردنش را باز کرد به او فرستاد: «براي خدا آنها را قبول کنيد و فردا بيائيد مرا ببينيد». اين بيان به عواطف شاه و وزير نمي ماند، اما سخناني است که شاه نوشته. معلوم است در درونش خلجاني بود زاده جنگ شور و عاطفه و ادراک با سياست و تلقينات ذهني درباريان.اينکه مي نويسد: « اي کاش هرگز پادشاه نبودم... که چنين کاري بکنم »، نشانه اي است از ناتواني نفساني شاه که نمي توانست اراده خود را بر اطرافيانش تحميل گرداند.
    
ميرزا آقاخان نوري اعتمادالدوله به صدارت گمارده شد
اين انتصاب در 22 محرم 1268 (17 نوامبر 1851) چهار روز پس از عزل ميرزاتقي خان انجام گرفت. تا اينجا دانستيم که امير هنوز در دل شاه جاي داشت، و او نسبت به وزير سابق خود مهربان بود. حتي احتمال مي رفت که امير از نو به مقام صدارت باز گردد. با تعيين صدراعظم جديد کار امير به مرحله تازه اي افتاد، يک قدم به سقوط نزديکتر شد؛ اما چنانکه خواهيم ديد احتمال بازگشت امير به زمامداري منتفي نبود.
سابقه ميرزا آقاخان را از گزارش سفير انگليس مي آوريم: « ميرزا آقاخان همان کسي است که در زمان محمد شاه بر اثر حرفهاي ناشايسته اي که از او شنيده شد و اختلاس و دستبردي که به مال ديوان زده بود، به چوبش بستند و به کاشان تبعيدش کردند. پيش از جلوس ناصرالدين شاه از کاشان فرار کرد، و آمد در نزديکي تهران بست نشست. سرهنگ فرانت به مهد عليا که که در آن زمان همه کاره بود، سفارش نمود که از وجود او در امور کشور استفاده نمايد و اجازه دهد به سراي مهد عليا وارد گردد. مادر شاه در پاسخ کتبي خود گفت که: حرمت ميرزا آقاخان را نگاه خواهد داشت. پس از آن از تحصن بيرون آمد و يکسره به اين سفارتخانه آمد؛ از اينجا به همراه يکي از کارکنان سفارت به خانه مهد عليا رفت. فرانت نامه اي به ناصرالدين شاه نگاشت و شفاعت او را نمود. شاه نيز براي خاطر کاردار سفارت ما او را عفو کرد. مهدعليا نيز اطمينان کتبي سپرد که ميرزا آقا خان از هر جهت ايمن خواهد زيست. از اين تاريخ به بعد ميرزا آقا خان تحت حمايت سفارت انگليس مي باشد، و اين حقيقت را همه شهر مي دانند».
شيل درباره ميرزا آقاخان به پالمرستون مي نويسد: « دامنش ملوث به پول پرستي است و مطلقاً در قيد آن نيست که از چه راهي بدست آورد ».
باري با پشتيباني آشکار وزير مختار انگليس و مادر شاه، ميرزا آقاخان به صدارت رسيد. نفوذ خارجي و اندرون شاه رأي خود را بر مقام سلطنت تحميل کرد؛ موضوع بازگشت امير به وزارت فعلا منتفي گشت. انتخاب اعتمادالدوله به صدارت، در 24 محرم 1268 از طرف ميرزا محمدعلي خان وزير امور خارجه به نمايندگان روس، انگليس، و عثماني به يک مضمون اعلام شد.

توطئه کشتن ميرزا تقي خان اوج گرفت
شاه را دشمنان امير محاصره کردند. عوامل اصلي توطئه عبارت بودند از: مهدعليا، ميرزا آقاخان نوري، پسر دائيهاي شاه از جمله شيرخان عين الملک ايلخان طايفه قاجار، و سردار محمدحسن خان ايرواني داماد محمد شاه. اين کسان همدست بودند و با هم در کنکاش.

فرمان شاه بر اعدام امير صادر گشت
بنابر آنچه از قول ناصرالدين شاه آورده اند، ميرزا آقاخان نوري بود که فرمان قتل را از شاه گرفت و به حاج علي خان سپرد. مخبرالسلطنه مي نويسد: « از غلامحسين خان صاحب اختيار شنيدم که ناصرالدين شاه گفته بوده است که به قتل امير راضي نبودم. ميرزا آقاخان تدليس کرد و دستخط را از من گرفت. دستخط ديگر فرستادم که ميرزا علي خان نرود، گفت رفته است و معاذير آورد».
روزگار تبعيد به چهل روز رسيد. جنايت بزرگ تاريخ روز جمعه هفدهم ربيع الاول 1268 (دهم ژانويه 1852) در حمام فين کاشان صورت گرفت. 

 

معرفی کتاب : 

امیرکبیر  و ایران

اثر فریدون آدمیت

لینک دانلود رایگان کتاب

امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار

اثر : اکبر هاشمی رفسنجانی

لینک دانلود رایگان کتاب

 

دیدگاه برخی بزرگان در مورد امیرکبیر:
عصر امیرکبیر یکی از دوران های پرماجرا و مهم تاریخ ایران به شمار می رود. ظهور امیرکبیر در این قسمت از تاریخ کشور ما، باعث شگفتی بسیاری از دولت ها و ملت ها شد. عمده این شگفتی ها و در واقع تأثیرات، به اصلاحات امیرکبیر در زمینه های گوناگون مربوط می شود. برنامه های امیر برای نجات مردم و کشور ثمربخشی آن ها، تعجب همگان را برانگیخت و سبب شد تا افراد خارجی و حتی خود ایرانیان نظرات و قضاوت هایی در رابطه با امیرکبیر مطرح نمایند. به همین دلیل ابتدا نقطه نظرات برخی از ایرانیان درباره امیرکبیر مطرح می شود و سپس نظر بعضی از افراد خارجی ذکر خواهد شد.
این نظرات علاوه بر این که تا حدودی چهره واقعی امیرکبیر را نشان می دهد، اهمیت تاریخ را در نشر واقعیت ها می رساند. امیرکبیر پس از رسیدن به مقام صدارت در کمترین زمان، بزرگترین کارها را انجام داد. اقدامات وی دورنمای روشنی داشت که در صورت تداوم صدارتش، ایران را از حیث علوم و فنون، صنعت، توسعه کشاورزی، فرهنگ، اقتصاد و سیاست، در زمره بزرگترین کشورهای جهان قرار می گرفت.

الف- نظر بعضی از ایرانیان

1. ناظم الاسلام کرمانی

وی نویسنده کتاب تاریخ بیداری ایرانیان است و درباره امیرکبیر گفته است:
« دوست و دشمن او را از نوادر دهر شمرده اند و از خلقت فوق العاده دانسته و کاهای امیر نظام را تربیت و انتظام قشون و اصلاح حال و کار دفتر و مالیه که خرج، دو کرور اضافه بر دخل بود و عمارت و مرمت خرابی های دیگر که به زودی محال می نمود و همه در یکی دو سال صورت گرفت، گواه و دلیل بزرگی اوست».

2. ظل السلطان

شاهزاده ظل السلطان فرزند ناصر الدین شاه است و پس از مرگ امیرکبیر، ناصر الدین شاه یکی از دختران امیر را به ازدواج او درآورد. ظل السلطان در کتاب خود می نویسد:
« ولی از روی انصاف بگویم و خدا را به شهامت می طلبم که در مقام آن مرد نمک به حلال یکتا، غلو نکردم. از خواجه نظام الملک مرحوم، وزیر مشهور و معروف سلاجقه و صاحب ابن عباد وزیر مشهور معروف دیالمه و پرنس بیسمارک و لرد پالمرستون و ریشیلو وزیر مشهور لویی سیزدهم فرانسه و پرنس کارچه کف روس، به حق حق به مراتب با عرضه تر و بهتر بود».
و در جای دیگر می گوید:
« میرزا تقی خان امیرکبیر در اوایل دولت، مدرسه برپا کرد و ترتیب قشون داد، در شهرها قراول خانه ساخت، چاپارخانه دایر نمود، روزنامه راه انداخت، سرش را بیچاره در این راه داد».

3. میرزا عیسی قائم مقام فراهانی

وی پدر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی است که در بخش های اول درباره او توضیحاتی داده شد. این شخص درباره امیرکبیر چنین گفته است:
« حقیقت، من به کربلایی قربان حسد بردم و بر پسرش می ترسم... این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می گذارد».

4. میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی

میرزا ابوالقاسم فرزند عیسی قائم مقام است. وی در تعلیم و تربیت امیرکبیر نقش عمده ای داشته است و مدتی هم صدراعظم محمد شاه قاجار بوده که راجع به وی در بخش چهارم توضیحات بیشتری داده شده است. میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی درباره امیرکبیر می نویسد:
« او در حکم فرزند من است، طمع و توقع این که از دهات من بخورد و ببرد، ندارد... کوچک دل و متعارف و خوش زبان است».

5. دکتر فریدون آدمیت

مرحوم آدمیت، مؤلف کتاب امیرکبیر و ایران است که کامل ترین کتاب هایی است که در رابطه با میرزا تقی خان امیرکبیر به رشته تحریر درآمده است. وی در خصوص امیر می گوید:
« اهمیت مقام تاریخی امیر به سه چیز است: نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید، پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی، اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاقی مدنی».

6. میرزا آقاخان نوری

این شخص، صدراعظم بعد از امیرکبیر است، که درباره او در بخش هفتم مطالبی بیان شد. نظر میرزا آقاخان در مورد امیرکبیر را می توان از نامه ای که به برادرزاده اش در فارس نوشته، دریافت. وی نوشته است:
« حالت امروز ایران دخلی به شلوغ کاری و هرزگی ایران عهد حاجی میرزا آقاسی غیر مرحوم ندارد. کار، نظم و حساب به هم رسانیده».

7. محمود حکیمی

محمود نویسنده کتاب تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس است و علاوه بر آن، کتاب های دیگری نیز دارد. وی در همین کتاب پیرامون امیرکبیر چنین نوشته است:
« خدا نبخشد کسانی را که باعث قتل امیرکبیر شدند، والا با بودن او نفوذ روس و انگلیس، برای همیشه در آسیای مرکزی از بین می رفت. در آن زمان ممالک آسیای مرکزی، محتاج به یک مرد مقتدری بود که تمام آن ها را تحت کلمه اسلام متحد نموده و وطنشان را از دستبرد اجانب حفظ کند. اگر صدارت او ده سال طول کشیده بود، نفوذ سیاسی دولت انگلیس در این ممالک برای همیشه از میان می رفت. وی مورخ بود و تلاش می کرد تا بیشتر وقایع را به نفع پادشاهان و درباریان بنویسد و از جهت مورخ درباری بود. در بعضی از نوشته هایش (8) نیز بر ضد امیرکبیر سخن رانده، وی در بسیاری از موارد نیز حقایق را بیان نموده است. در کتابش « صدرالتواریخ» می نویسد:
« در عهد امیر چنان نظمی به کار برد که گرگان را از گوسفندان هراس بود و جمیع رعایا به بودن امیر راضی بودند ولی اعیان مملکت چون مجال تعدی و خودسری نداشتند، به عزل او کوشیدند و آخر پشیمان شده، قدر و مرتبه امیر را شناختند که بقا و دوام او باعث نظام ملک و ملت بود (9)».

8 - آیت الله هاشمی رفسنجانی : 

ایشان در سال ۱۳۴۶ کتابی را با نام «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» منتشر کرد. خود او در این زمینه گفته است: «پس از خواندن کتاب «میراث‌خوار استعمار» نوشته دکتر مهدی بهار مصمم شدم در زمینه زندگی امیرکبیر کاری انجام دهم. مطالعاتی کردم و یادداشت‌هایی برداشتم، اما قسمت عمده و اصلی کار را در همین فرصت انجام دادم. می‌خواستم مسئله مبارزه با استعمار را بنویسم. طرف ما آمریکا و انگلیس بودند. می‌خواستم نمونه خوبی از سابقه مبارزه با استعمار را آن هم بر محور شخصیتی که قبول داشتند معرفی کنم. در ایران به خاطر ضدیتی که رژیم پهلوی با قاجاریه داشت - چون قاجاریه امیرکبیر را کشته بود - امیرکبیر را خیلی بزرگ کرده بودند، یعنی همه امیرکبیر را به خوبی می‌شناختند. می‌خواستم بگویم خصیصه اصلی امیرکبیر که مبارزه با استعمار بوده با این وضع حکومت خاندان پهلوی ساگار نیست. در کتاب بر بعد ضد استعماری امیرکبیر بیشتر تکیه کردم. تاریخ ایران را هم گفتم ولی هدف اصلی آن بوده است. هدف دوم من آن بود که آن موقع متجددها یعنی غرب‌زدگان بیشتر دنبال امیرکبیر رفته بودند. این‌هایی که می‌نوشتند نوعا حالت غرب‌زدگی داشتند و حالت اسلامی نداشتند. در تاریخ امیرکبیر را به‌عنوان یک متجدد مخالف دین یا بی‌تفاوت یا لائیک یا سکولار معرفی کرده بودند. می‌خواستم بگویم امیرکبیر با خصوصیت‌های مهم ملی و روحیه ضد استعماری که در همه زندگی او بود، مذهبی بود و لامذهب نبود. نمونه‌هایی از مذهبی‌ بودنش را گفتم به خاطر این‌که وقتی حوزه می‌خواست مبارزه را شروع کند طلبه‌ها تاریخ امیرکبیر و سابقه مبارزه با استعمار را بدانند و این شخصیت را از قشر مذهبی جامعه جدا ندانند. این دو هدف اصلی من بود.»

 

ب- نظر بعضی از شخصیت های خارجی در مورد امیرکبیر

1. رابرت گرانت واتسون

وی وقایع نگار دولت انگلیس بود که مدتی در ایران حضور داشت و اطلاعات خود را در رابطه با اوضاع ایران در کتابی تحت عنوان «تاریخ ایران» ثبت و آن را به چاپ رساند. او در رابطه با امیرکبیر معتقد است:
« فوق العاده ترین و حتی شگفت انگیزترین جنبه اخلاقی امیرکبیر، همان فساد ناپذیری مطلق وی بود (10)».
در جای دیگر می افزاید:
« امیر نظام به همان اندازه پرکار بود که غیرت مسؤولیت داشت. روزها و هفته ها می گذشت که بام تا شام کار می کرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست. دشواری ها و نیرنگ ها نیز او را سست و دل سرد نمی ساخت ».

2. کُلُنل جستین شیل

کلنل وزیر مختار انگلیس در زمان ناصر الدین شاه بود و یکی از دشمنان سرسخت امیرکبیر به شمار می رفت، ولی با این همه مخالفت در مورد امیرکبیر اظهار داشته است:
« پول دوستی که خوی ایرانیان است در وجود امیر بی اثر است. به رشوه و عشوه کسی فریفته نمی شود (12)» و در جای دیگر گفته: « امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمی خواهد».

3. لیدی شیل

خانم ماری شیل معروف به لیدی شیل، همسر کلنل شیل وزیر مختار انگلیس بود که در زمان حضور شوهرش در ایران زندگی می کرد. وی خاطرات خود از ایران را تنظیم و به صورت یک کتاب چاپ کرد. او درباره امیرکبیر می نویسد:
« میرزا تقی خان امیرکبیر، صدر اعظم ایران از خیلی جهات مرد برجسته ای به شمار می آید. یکی از آرزوهای بزرگ او این بود که مقام ایران را در بین خانواده ملل، ترقی دهد و این مملکت را از قید اسارتی که به نظر او از جانب سه قدرت بزرگ همسایه اش در آن گرفتار بود، رهایی بخشد ».

4. فرانت

این شخص کاردار سفارت انگلیس در تهران بود و ضمن بررسی دوره چهار ماهه اول صدارت امیرکبیر نوشت:
« امیر سخت مشغول اصلاح خطاکاری های دولت زمان محمد شاه است».

5. استیونس

وی کنسول انگلیس در تبریز بود که نظرش در رابطه با امیرکبیر خواهد آمد:
« نظمی که امیر نظام برقرار کرد. و عدالتی که با آن همه رنج و سختی بنیان گذارده بود، رو به تباهی می رود و آشفتگی زمان حاج میرزا آقاسی جای گزین آن می شود. عامه مردم قدر امیر را می شناسند و بر مرگش اسف می خورند. شاه تا زنده است، باید بر فقدان او افسوس بخورد».

6. دکتر پولاک یا «پلاک»

دکتر یاکوب ادوارد پولاک، دارو ساز و پزشک اتریشی بود که به دعوت میرزا تقی خان امیرکبیر، برای تدریس در مدرسه دارالفنون به ایران آمد و در مدرسه، علم طب و جراحی تدریس می کرد. وی پزشک مخصوص ناصر الدین شاه هم بود. این دکتر درباره امیرکبیر می نویسد:
« از نظر سیاست خارجی، همّ امیر همه مصروف آن بود که هر نوع نفوذ و دخالت خارجی را در امور ایران طرد و حتی المقدور مرزهای مملکت را به صورت اصلی احیا و تحکیم کند، منتهی وی به خوبی نقاط ضعف حکومت حاضر را می شناخت و در نتیجه همه را از پیچیده کردن کارها برحذر می داشت».

7. رابرت کرزن

کرزن منشی مخصوص سفیر انگلیس در عثمانی بود. او همان کسی است که دبیر نمایندگی انگلیس را در کنفرانس ارزنه الروم بر عهده داشت. رابرت کرزن در مورد امیرکبیر اظهار داشته است:
« میرزا تقی متهم به هیچ جنایتی نبود، که این چنین ناجوان مردانه به دست شاه کشته شد. او با این عمل به دست خود یکی از بهترین و شرافت مندترین عناصر مملکت را به تحریک عوامل فاسد و اطرافیان فرومایه خویش از میان برداشت.»

8. سرپرسی سایکس

باغ فین داستان رقت آوری دارد، و در انظار مردم بدشگون است، زیرا در حمام متصل به همین باغ بود که رگ های میرزا تقی خان را قطع نمودند و آن وزیر عالی مقام را که می خواست شروع به اصلاحات نماید و شالوده ارتشاء و اختلاس را از بُن براندازد، به قتل رسانیدند. 

    نظرات

    فرايند جهاني‌شدن و ظهور و گسترش رسانه‌هاي جديد چه تأثيري بر جايگاه مذهب داشته است؟
    جامعه
    فرايند جهاني‌شدن و ظهور و گسترش رسانه‌هاي جديد چه تأثيري بر جايگاه مذهب داشته است؟
    ادعاي ما در اين نوشتار اين است که: فرايند جهاني‌شدن فرهنگي و گسترش رسانه‌هاي جديد اجتناب‌ناپذير است؛ وباوجود چالش‌ها و بحران‌هايي که به همراه دارد ، استفاده از اين فضا و امکانات تقويت‌کننده و مروج امت واحد اسلامي و زمينه‌ساز جهاني‌شدن اسلام خواهد بود.
      2017-02-21 09:23:34
    شاید واقعیت افزوده فناوری جایگزین آیفون باشد
    واقعیت افزوده
    شاید واقعیت افزوده فناوری جایگزین آیفون باشد
    از نظر من اهمیت واقعیت افزوده​ به اندازه‌ی گوشی‌های هوشمند زیاد است. گوشی هوشمند محصولی است که به همه تعلق دارد و نمی‌توان تصور کرد که آیفون محدود به کشور، موقعیت جغرافیایی یا فرهنگ خاصی باشد. من تصور می‌کنم واقعیت افزوده به همین اندازه بزرگ است
      2017-02-21 11:16:41
    برای آنهایی که نان را از غذای خود حذف کرده اند
    تندرستی
    برای آنهایی که نان را از غذای خود حذف کرده اند
    با توجه به این حقیقت که کربوهیدارت ها سطوح انتقال دهنده های عصبی سروتونین مغز که مسئول احساس خوب هستند را افزایش می دهند، هنگامی که آنها را از رژیم غذایی خود حذف می کنید، اضطراب را تجربه خواهید کرد.
      2017-02-21 09:31:00
    لطفا وضعیت حجم اینترنت اپراتورها و نحوه محاسبه  را به سامانه و شماره تلفن ۱۹۵ اعلام فرمایید
    جامعه
    لطفا وضعیت حجم اینترنت اپراتورها و نحوه محاسبه را به سامانه و شماره تلفن ۱۹۵ اعلام فرمایید
    وزیر ارتباطات از تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت حجم اینترنت اپراتورها و نحوه محاسبه آن خبر داد. طی مدتی که از روی کار آمدن نسل سوم و چهارم ارتباطی می‌گذرد تعداد کاربران اینترنت موبایل به یک باره گسترش قابل توجهی پیدا کرده است.
      2017-02-21 08:55:00
    ‏کسب وکارها امروز به جای وام، فضای نفس کشیدن جدید می خواهند
    تازه های کسب و کار
    ‏کسب وکارها امروز به جای وام، فضای نفس کشیدن جدید می خواهند
    در ادامه حمایت از شرکت های دانش بنیان و محصولات داخلی در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات عصر دوشنبه 2 اسفند 95 دومین تفاهمنامه میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به امضا رسید.
      2017-02-21 08:27:00
    تلفن‌های همراه به زودی بدون لمس کردن و شارژ شدن با نور محیط، کنترل خواهند شد
    تازه های فناوری
    تلفن‌های همراه به زودی بدون لمس کردن و شارژ شدن با نور محیط، کنترل خواهند شد
    مونساب شیم (Moonsub Shim)، استاد دانشگاه ایلینوی در اوربانا-شامپاین ایالات متحده اظهار داشت که تلفن ها ی همراه از حالت نمایش اطلاعات صرف، بیشتر به سمتی می روند که به دستگاه‌های تعاملی تبدیل شوند.
      2017-02-20 20:56:04
    گامی موثر که محققین برای کاهش آسیب پذیری کشاورزان در مواجهه با سیل وخشکسالی برداشتند
    تازه های کسب و کار
    گامی موثر که محققین برای کاهش آسیب پذیری کشاورزان در مواجهه با سیل وخشکسالی برداشتند
    محققان در راستای پاسخ به درخواست سازمان یونسکو، برنامه ای را اجرا نموده اند که روشی برای جمع آوری اطلاعات گسترده آب و هوایی در سراسر آفریقا و آمریکای لاتین را فراهم می کند.
      2017-02-20 20:40:33
    آیا در کارآفریني موفق خواهید بود؟
    استارتاپ ها
    آیا در کارآفریني موفق خواهید بود؟
    هیچ کس نمی داند که آیا در کارش موفق می شود یا خیر اما به یقین نشانه هایی وجود دارند که مختص افراد موفق هستند. Mike Kapple چندین کسب و کار را در سال های عمرش تجربه کرده و با صدها کارآفرین هم کلام شده و متوجه تشابهاتی میان خود و دیگر کارآفرینان شده است.
      2017-02-20 14:00:00
    اگرحضور پررنگ در فضای مجازی را جدی نگیریم ، مطمئناً  در آینده شاهد صدمات جبران‌ناپذیری در زمینه ارتباطات و تبادل اطلاعات با جهان خارج ،خواهیم بود
    خانواده
    اگرحضور پررنگ در فضای مجازی را جدی نگیریم ، مطمئناً در آینده شاهد صدمات جبران‌ناپذیری در زمینه ارتباطات و تبادل اطلاعات با جهان خارج ،خواهیم بود
    این مطالعه به دنبال بررسی مفهوم‌شناسی فضای مجازی و استفاده از آن در ابعاد تربیتی - اسلامی آموزش‌وپرورش است...
      2017-02-20 12:26:00
    هدستی برای نابینایان
    واقعیت مجازی
    هدستی برای نابینایان
    نابینایی و کم بینایی مشکلاتی هستند که بیش از 300 میلیون نفر در سرتاسر جهان با آنها دست و پنجه نرم می کنند. حال خبر می رسد که یک کمپانی کانادایی هدستی با نام «ESight 3» توسعه داده و راه حلی برای مشکل اینگونه افراد ارائه داده است.
      2017-02-20 12:16:00
    ویروس ها صبح ها قویترند
    تندرستی
    ویروس ها صبح ها قویترند
    محققان دانشگاه کمبریج در مطالعه اخیرشان به این نتیجه رسیدند که سحرخیزی بیش از حد می‌تواند عوارض مختلفی برای سلامتی افراد داشته باشد.
      2017-02-20 11:54:00
    من مدیر عامل سابق گوگل، اشتباه کردم
    شخصیت ها
    من مدیر عامل سابق گوگل، اشتباه کردم
    «اریک اشمیت» رئیس هیئت مدیره آلفابت در سخنان اخیر خود در جریان کنفرانس امنیتی RSA سن فرانسیسکو به اشتباهش در زمینه آینده هوش مصنوعی اعتراف کرد. او که در ابتدا در مورد این فناوری تردید داشت، به تازگی نقش حیاتی آن را در به نتیجه رساندن اهداف کمپانی و پیشبرد اقتصاد جهانی درک کرده است.
      2017-02-20 10:57:00
    چرا بیشتر خانم های جوان زانو درد دارند؟
    تندرستی
    چرا بیشتر خانم های جوان زانو درد دارند؟
    جوان‌ها هم مانند افراد میانسال دچار درد زانو می‌شوند ولی دردهای زانو در جوانان در اثر آرتروز زانو نیست. معمولا درد مربوط به استخوانی به نام کشکک است که درست روی زانو و داخل تاندون عضله چهارسرران قرار گرفته است.
      2017-02-20 10:00:00
    اینطور کسب و کارتان را رونق دهید
    استارتاپ ها
    اینطور کسب و کارتان را رونق دهید
    امروزه تکنولوژی و فضای مجازی قدرت نفوذ زیادی در بین کاربران دارد، لذا نیاز ورود کسب وکارهای متفاوت در حوزه تبلیغات دیجیتال بیش از پیش دیده می شود در همین راستا “آسانک “، از سرویس های شرکت دانش بنیان پیک آسا اقدام به ارائه سرویس جدید تبلیغات اپلیکیشنی کرده است.
      2017-02-20 09:28:10